3-7 قلمرو تحقیق68
3-7-1 قلمرو موضوعی68
3-7-2 قلمرو مکانی68
3-7-3 قلمرو زمانی69
3-8 متغیرهای تحقیق69
3-8-1متغیرهای مستقل69
3-8-2 متغیر وابسته71
3-8-3 متغیر کنترلی71
3-8-4متغیر مداخله‌گر72
3-9 روش‌های آماری و آزمون فرضیه‌ها73
3-9-1 معرفی مدل‌های مورداستفاده74
3-9-2 نحوه‌ی آزمون فرضیه‌های تحقیق74
3-9-3 استنتاج آماری از رگرسیون79

3-10 نرم‌افزارهای رایانه‌ای مورداستفاده81
3-11 اعتبار درونی و برونی تحقیق81
3-12 بررسی فروض مدل رگرسیون خطی کلاسیک82
3-12-1وجود خودهمبستگی84
3-12-2 وجود ناهمسانی واریانس85
3-12-3 آزمون F و آزمون هاسمن86
4فصل چهارم88
4-1مقدمه89
4-2 آمار توصیفی داده‏ها90
4-3 آزمون فرضیه‏ها91
4-3-1آزمون فرضیه‏ اول91
4-3-2آزمون فرضیه‏ دوم95
5فصل پنجم99
5-1 خلاصه تحقیق100
5-2نتیجه گیریError! Bookmark not defined.
5-3 مقایسه با تحقیقات مشابه103
5-4 محدودیت های تحقیق104
5-5 پیشنهادات برای تحقیقات آتی105
6پیوست و ضمیمه‌ها106
7منابع و مآخذ117
8 منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………….124
9 منابع لاتین………………………………………………………………………………………………………126
فهرست پیوست و ضمیمه ها
پیوست ‏6-1: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از محاسبه ویژگی‏های آماری متغیرها برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب114
پیوست ‏6-2: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از محاسبه ویژگی‏های آماری متغیرها برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد115
پیوست ‏6-3: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از محاسبه ویژگی‏های آماری متغیرها برای کل شرکت‏ها116
پیوست ‏6-4: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1 برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب117
پیوست ‏6-5: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1 برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب117
پیوست ‏6-6: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 1 با استفاده از روش اثرات تصادفی برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب118
پیوست ‏6-7: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2 برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب119
پیوست ‏6-8: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2 برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب119
پیوست ‏6-9: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 2 با استفاده از روش اثرات تصادفی برای شرکت‏های دارای حاکمیت خوب120
پیوست ‏6-10: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد121
پیوست ‏6-11: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد121
پیوست ‏6-12: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 1 با استفاده از روش اثرات تصادفی برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد122
پیوست ‏6-13: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد123
پیوست ‏6-14: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد123
پیوست ‏6-15: خروجی نرم‎افزار Eviews حاصل از برآورد الگوی 2 با استفاده از روش اثرات تصادفی برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد124
فهرست جداول
جدول ‏2-1: جدول زمانی مهم‌ترین رویدادها و وقایع حساس سرمایه‌ی فکری30
جدول ‏4-1: میانگین، انحراف معیار، بیشینه و کمینه داده‏ها برای هر یک از متغیرهای پژوهش98
جدول ‏4-2: نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1، شرکت‏های دارای حاکمیت خوب99
جدول ‏4-3: نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1، شرکت‏های دارای حاکمیت خوب100
جدول ‏4-4: نتایج حاصل از برآورد الگوی 1، شرکت‎های دارای حاکمیت خوب100
جدول ‏4-5: نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2، شرکت‏های دارای حاکمیت خوب101
جدول ‏4-6: نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2، شرکت‏های دارای حاکمیت خوب101
جدول ‏4-7: نتایج حاصل از برآورد الگوی 2 برای شرکت‎های دارای حاکمیت خوب102
جدول ‏4-8: نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 1، شرکت‏های دارای حاکمیت بد103
جدول ‏4-9: نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 1، شرکت‏های دارای حاکمیت بد103
جدول ‏4-10: نتایج حاصل از برآورد الگوی 1 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد103
جدول ‏4-11: نتایج حاصل از آزمون F لیمر برای الگوی 2، شرکت‏های دارای حاکمیت بد104
جدول ‏4-12: نتایج حاصل از آزمون هاسمن برای الگوی 2، شرکت‏های دارای حاکمیت بد105
جدول ‏4-13: نتایج حاصل از برآورد الگوی 2 برای شرکت‏های دارای حاکمیت بد105
جدول 5-1: نتایج تحقیق……………………………………………………………………………………………99
فصل اول
مقدمه و کلیات تحقیق
مقدمه
کمیته ‏بازل1‏ توجهات را معطوف نیاز مبرم به مطالعه، فهم و بهبود حاکمیت شرکتی در ‏مؤسسات مالی نموده است. پیام اصلی کمیته ‏بازل‏ این است که حاکمیت شرکتی خوب کارایی نظارت را افزایش می‌دهد. علاوه بر ‏این کمیته معتقد است حاکمیت شرکتی برای ضمانت سیستم مالی صحیح موردنیاز است. با افزایش رقابت جهانی و پیشرفت تکنولوژی، سیستمهای حسابداری سنتی با مشکلاتی روبرو شدهاند. یکی از این مشکلات اساسی، عدم‌کفایت و ناتوانی آن‌ها در سنجش و ملحوظ نمودن سرمایههای فکری در صورتهای مالی شرکتها است. در عصر جدید، تنها با تکیه‌بر سرمایههای فیزیکی و داراییهای مشهود نمیتوان به کارایی و بهرهوری رسید، بلکه در بدبینانهترین حالت تولید نیز، بایستی سرمایههای فکری را مدنظر قرارداد تا از این طریق بتوان بر مزیتهای رقابتی شرکتها افزود. به تعبیری، سرمایههای فکری به‌عنوان سرمایه واقعی و جزء استراتژیکی‌ترین سرمایههای سازمان‌های عصر حاضر به‌ویژه برای مراکز پژوهشی و سازمان‌های دانشمحور، مطرح میباشند. لذا سازمان‌های دانشمحور، جهت کسب مزیت رقابتی پایدار، نیازمند شناسایی و مدیریت آگاهانه و نظاممند سرمایههای فکری خود میباشند. ارزش سرمایه فکری برابر با تفاوت ارزش بازار و خالص ارزش دفتری شرکت است. ادوینسون و سولیوان که از پیشگامان پژوهش درزمینه سرمایه فکری به‌حساب می‌آیند، تفاوت بین ارزش بازار و ارزش دفتری را به‌عنوان ارزش سرمایه‌های فکری تعریف میکنند. با توجه به این دیدگاه، سرمایه فکری از سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تشکیل‌شده است. به اعتقاد ادوینسون و مالونه، جایگاه ارزش از ادغام سه نوع سرمایه فوقالذکر جهت نیل به نتایج مطلوب ایجاد میگردند. در درون این جایگاه ارزش، سرمایه فکری شرکت دارای خواصی به شرح زیر میباشد:
1. سرمایه فکری میتواند مانند اختراع ثابت و یا مانند ظرفیتهای انسانی منعطف باشد.
2. سرمایه فکری میتواند هم شامل ورودیها و هم شامل خروجیهای فرآیند ایجاد ارزش باشد، لذا سرمایه فکری دانشی است که میتواند به ارزش تبدیل شود و یا محصول نهایی فرآیند انتقال دانش باشد.
3. سرمایه فکری از کنش و واکنش سرمایههای انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری ایجاد میشود.
4. ارزش مستقیماً و به‌تنهایی از طریق یکی از این عوامل ناشی نمیشود، بلکه تنها از طریق برقراری تعاملی نظاممند و بهینه میان این سه جزء ایجاد میگردد.
با ورود سرمایه‌گذاران شرکتی، تفکر غالب بر عملکرد شرکت، کسب سود و عملکرد بهتر می‌باشد. نتایج آنان نشان می‌دهد که مالکیت شرکتی به‌گونه‌ای مثبت و معنی‌داری با عملکرد شرکت ارتباط دارد؛ یعنی با حضور مؤثر مالکان شرکتی در ساختار مالکیت شرکت‌ها، عملکرد شرکت‌ها بهتر می‌شود. چون این نوع از سرمایه گذارن به دنبال سود و عملکرد بهتر هستند و بانفوذ و کنترلی که در ساختار مالکیت شرکت‌ها به دست می‌آورند، به دنبال محقق کردن این هدف برمی‌آیند. طراحی نظام راهبری شرکتی به‌عنوان راهکاری است که موجب ترغیب شرکت‌ها در استفاده کارآمد از منابع می‌شود. پیچیدگی روابط اقتصادی و اجتماعی در بنگاه‌های اقتصادی و بروز تضاد منافع در حوزه‌های مختلف میان گروه‌های مختلف ذینفعان، نیاز به استقرار نظام حاکمیتی را برای حمایت از منافع ذینفعان دوچندان می‌سازد. هر کشور با توجه به نوع فرهنگ، زمینه تاریخی، فضای حقوقی و نهادهای حاکم بر آن دارای چارچوب خاص خود برای حکمرانی می‌باشد. در کشور ما طی چند سال اخیر، کوشش‌هایی برای شناساندن ماهیت نظام حاکمیت شرکتی و اهمیت آن از بعد نظارت بر بنگاه‌های اقتصادی صورت پذیرفته است. سازمان بورس و اوراق بهادار ایران نیز در راستای افزایش نظارت بر بازار سرمایه و شرکت‌های سهامی عام، گام‌هایی در این خصوص برداشته است ولیکن از بعد قوانین و مقررات، فعالیت و اقدامات خاصی برای نهادینه کردن این مقوله در سطح شرکت‌ها اعمال آن در بازار سرمایه صورت نگرفته است و صرفاً آیین‌نامه‌ای تحت عنوان “نظام راهبری شرکت ” در سازمان بورس اوراق بهادار تهیه و ارائه‌شده است و هیچ‌گونه الزام و اجباری برای اجرا و به‌کارگیری آن وجود ندارد. ارزش بازار سهام شرکت‌ها می‌تواند متأثر از عوامل گوناگونی باشد که تاکنون تعداد زیادی از این عوامل در تحقیقات و متون مختلف موردبحث و بررسی قرارگرفته است. هدف اصلی گزارشگری مالی کمک به استفاده‌کنندگان به‌ویژه سرمایه‌گذاران در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی است و ارزیابی ارزش شرکت، مبنای اصلی تصمیمات اقتصادی سرمایه‌گذاران قرار می‌گیرد؛ بنابراین ارزیابی سودمندی اطلاعات حسابداری در ارزشیابی سهام یا مربوط بودن اطلاعات حسابداری به ارزش شرکت که در تحقیقات اخیر موردتوجه زیادی قرارگرفته، به‌عنوان یک الگوی اصلی در تحقیقات حسابداری مالی مطرح‌شده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا اثر حاکمیت شرکتی بر رابطه بین سرمایه فکری و ارزش بازار شرکت‌ها را بررسی کنیم.
بیان مسئله
یکی از مشکلات اساسی سیستمهای حسابداری سنتی، عدم‌کفایت و ناتوانی آن‌ها در سنجش و ملحوظ نمودن ارزش سرمایههای فکری در صورتهای مالی شرکتها است. امروزه در جوامع دانش‌محور کنونی، بازده سرمایههای فکری به کار گرفته‌شده، بسیار بیشتر از عملکرد مالی به کار گرفته‌شده، اهمیت یافته است. این بدان معنی است که در مقایسه با سرمایه فکری، نقش و اهمیت سرمایههای مالی در تعیین قابلیت سودآوری پایدار کاهش چشمگیری یافته است. به دلیل اهمیت نسبی سرمایههای فکری در عملکرد شرکتها این سؤال در ذهن پژوهشگر شکل گرفت که چه رابطهای بین سرمایههای فکری و عملکرد شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد و قدرت توضیح دهندگی مدلهای مختلف تعیین سرمایه فکری در عملکرد شرکتها و تأثیر مکانیزم های حاکمیت شرکتی بر قوت این رابطه چگونه است. نظام حاکمیت شرکتی برتر منجر به بهبود در سیستم پاسخگویی، تقویت کنترل‌های داخلی، به حداقل رساندن خطر تقلب و معاملات غیرمجاز توسط مدیران شرکت می‌شود، در کنار اینکه باید این اطمینان را به وجود آورد که تمام عملکرد و فعالیت‌های شرکت با قوانین و مقررات مربوطه تطابق دارد و ریسکی از این ناحیه متوجه شرکت نیست. داشتن یک هیئت‌مدیره‌ای قابل‌اعتماد می‌تواند در اجتناب از تعارضات خانوادگی، جذب استعداد و گسترش شهرت و ارزش سازمان مؤثر باشد. یک هیئت‌مدیره خوب می‌تواند همچنین در جذب شرکا، افزایش سرمایه و تقویت برقراری یک شراکت قابل‌اعتماد با سهامداران، سازنده باشد. صاحب‌نظران و سیاست‌گذاران اقتصادی بر این باور هستند که نظام بنگاه‌داری کشور چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی دارای چالش‌های فراوان ازلحاظ اداره، نظارت و کنترل یا به عبارتی از دیدگاه نظام حاکمیت شرکتی هستند و نهاد حاکمیتی هر بنگاه اقتصادی از کارایی لازم برخوردار نیست. در بسیاری از شرکت‌ها شاهد تغییر دائمی اعضای هیئت‌مدیره، عدم‌تغییر اعضای هیئت‌مدیره به مدت طولانی، قرارهای مهم خارج از برنامه و غیررسمی برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، عدم شفافیت بین اعضای هیئت‌مدیره، استقلال ناکافی در اعضای هیئت‌مدیره به‌ویژه در شرکت‌های هلدینگ، بی‌توجهی اعضای هیئت‌مدیره به فعالیت‌های شرکت و حمایت بی‌قیدوشرط از همه‌کاره‌ای مدیریت اجرایی هستیم. لذا با توجه به مشکلات ذکرشده به بررسی روابط میان سرمایه فکری به‌عنوان عامل مستقل، ارزش بازار شرکت‌ها به‌عنوان عامل وابسته و حاکمیت شرکتی به‌عنوان عامل مداخله‌گر پرداختیم. جامعه آماری موردنظر شرکت‌های موجود در سازمان بورس اوراق بهادار می‌باشد.
اهمیت موضوع
تمامی سازمان‌ها علاقه‌مندند تا هزینه‌های خود را در زمینه‌های مختلف به حداقل برسانند. می‌دانیم بخشی از این هزینه‌ها مربوط به نیروی انسانی سازمان می‌باشد؛ که عامل مربوط سرمایه فکری مرتبط با نیروی انسانی که به‌نوعی جزء سرمایه‌های نامشهود موجود در سازمان می‌باشد موردبررسی قرار می‌گیرد و همچنین عامل حاکمیت شرکتی که ضعف آن مشکلاتی از قبیل تغییر دائمی اعضای هیئت‌مدیره، عدم‌تغییر اعضای هیئت‌مدیره به مدت طولانی، قرارهای مهم خارج از برنامه و غیررسمی برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، عدم شفافیت بین اعضای هیئت‌مدیره، استقلال ناکافی در اعضای هیئت‌مدیره به‌ویژه در شرکت‌های هلدینگ، بی‌توجهی اعضای هیئت‌مدیره به فعالیت‌های شرکت، به وجود آمدن مسئله تضاد نمایندگی بین مدیریت شرکت و سهامداران، ناتوانی در تفویض به‌جا و شایسته کارکنان و غیره‌ام باشد که این موارد هزینه‌های جدی را به شرکت وارد می‌کند. حاکمیت شرکتی چنانچه به‌درستی برقرار شود می‌تواند اهرمی باشدکه شرکت‌ها را هدایت و کنترل کند و سبب ایجاد شفافیت، کنترل ریسک، مصرف بهینه منابع، مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و درمجموع روابط بین شرکا و بهبود عملکرد بنگاه‌ها، از موضوع‌ها و وظایف حاکمیت شرکتی است. در این تحقیق قصد داریم با توجه به نقش سرمایه‌های فکری موجود در سازمان و همچنین عامل مهم و تأثیرگذاری چون حاکمیت شرکتی به بررسی روابط بین آن دو با در نظر گرفتن عاملیت ارزش بازار شرکتی به‌عنوان متغیر وابسته بپردازیم.
اهداف پژوهش
در تحقیقات این حوزه به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر رابطه بین و سرمایه‌ی فکری و ارزش بازار شرکت‌ها به‌صورت تکی بررسی شد اما این سه در کنار یکدیگر موردبررسی نبوده‌اند. این پژوهش به دنبال یافتن رابطه‌ی این سه در بازار مالی ایران است و به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است که آیا حاکمیت شرکتی می‌تواند بر رابطه و قوت رابطه‌ سرمایه فکری و عملکرد شرکت یا همان ارزش بازار تأثیر گذارد یا خیر.
قلمرو تحقیق
قلمرو زمانی
این پژوهش مربوط به بازه‌ زمانی 1387 الی 1391 می‌باشد. داده‌های موردبررسی از پایان اسفندماه (30/12/xx13) هرسال گرفته‌شده است.
قلمرو مکانی
تمامی داده‌ای موردبررسی در این پژوهش از سایت کودال و همچنین سایت سازمان بورس اوراق بهادار جمع‌آوری‌شده است.
قلمرو موضوعی
موضوع انتخابی با ایجاد ارتباط میان سه حوزه حاکمیتی، دانشی و بازار سروکار دارد به‌گونه‌ای که به بررسی اثر حاکمیت شرکتی بر رابطه‌ بین سرمایه فکری و ارزش بازاری شرکت‌ها پرداخته است. در بررسی ارتباط بین این سه عامل حوزه حاکمیتی بیشتر به مسائل نحوه‌ی مدیریت بنگاه‌ها، حوزه دانشی به سرمایه‌های دانشی سازمان که در این تحقیق اشاره سرمایه فکری دارد و بحث بازاری همان عاملیت ارزش بازار شرکتی به‌عنوان عامل وابسته در نظر گرفتیم.
پرسش‌ها و فرضیات تحقیق
با توجه به اینکه مطالعه موردی سازمان بورس اوراق بهادار می‌باشد داده‌های موردبررسی از سایت بورس و سایت‌های مرتبط با سازمان بورس استخراج‌شده است. با توجه به زمان‌بر بودن بررسی تمامی شرکت‌های موجود در بورس، به بررسی 100 شرکت موجود در سازمان بورس اوراق بهادار طی سال مالی 1387 الی 1391 پرداختیم.
در این پژوهش با دو پرسش اصلی و شش پرسش فرعی از قبل پرسش اصلی مواجهیم:
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه فکری و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی خوب دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه انسانی و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی خوب دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه فیزیکی و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی خوب دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه ساختاری و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی خوب دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه فکری و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی بد دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه انسانی و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی بد دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه فیزیکی و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی بد دارند، وجود دارد.
رابطه معنی‌داری میان اجزای سرمایه ساختاری و ارزش بازار در شرکت‌هایی که حاکمیت شرکتی بد دارند، وجود دارد.
کاربردهای پژوهش
می‌دانیم که بانک‌ها به دلیل سیستم‌های اقتصادی که در آن‌ها فعال‌اند با مشکلات و موانعی در سطح ‏انجام امور تجاری خود مواجه‌اند که وظیفه حاکمیت شرکتی در این تنگنا خود را نشان می‌دهد و با چنین مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کند و سعی در رفع آن‌ها دارد.‏
هدف اصلی قانون‌گذار که سعی در کاهش ریسک سیستماتیک دارد، ممکن است باهدف اصلی سهام‌داران که سعی ‏و خواستشان افزایش ارزش سرمایه‌گذاری‌شان است در تضاد باشد. نقش هیئت‌مدیره به‌عنوان مکانیزم حاکمیت شرکتی در ‏بانک‌ها با دیگر هیئت‌ها تفاوت دارد و این تفاوت ناشی از رقابت محدودتر در این صنعت، قوانین سفت‌وسخت تر و عدم ‏تقارن اطلاعاتی بالاتر است که ناشی از ویژگی‌ها و وظایف خاص این است، می‌باشد؛ بنابراین، هیئت‌مدیره یک مکانیزم ‏کلیدی در نظارت بر رفتار مدیران است و به آن‌ها در تدوین استراتژی و اجرا کمک می‌رسانند. دانش خاص مدیران در مورد ‏پیچیدگی تجارت بانکداری به آن‌ها کمک می‌کند تا به‌صورت کارا و بهینه مدیران را نظارت کرده و به آن‌ها توصیه نمایند. شرکتهایی که سرمایه فکری را به‌طور مؤثر اندازهگیری، گزارش و مدیریت میکنند، مزیت رقابتی برای خود ایجاد میکنند چراکه همه داراییهای خود را اعم از مشهود و نامشهود شناسایی کردهاند و لذا در وضعیت بالقوه کامل برای استفاده حداکثری از داراییهایشان هستند. علاوه بر این، درک ارزش واقعی تمام داراییها، انعکاس صحیحی از ثروت شرکت بوده و در راستای هدف ارائه اطلاعات شفاف به سهامداران، سرمایهگذاران بالقوه و تحلیلگران بازار میباشد. حاکمیت شرکتی نه‌تنها برای شرکت‌های بزرگ تجاری بلکه برای شرکت‌های کوچک و متوسط، بنگاه‌های خانوادگی و حتی برای مؤسسات غیرانتفاعی مناسب است؛ چراکه هریک از این مؤسسات، وابسته به دسترسی پایدار به منافع دیگر سهامداران است و از هدایت و نظارت متوازن سود می‌برند، بنابراین داشتن یک هیئت‌مدیره‌ای قابل‌اعتماد می‌تواند در اجتناب از تعارضات خانوادگی، جذب استعداد و گسترش شهرت و ارزش سازمان مؤثر باشد. یک هیئت‌مدیره خوب می‌تواند همچنین در جذب شرکا، افزایش سرمایه و تقویت برقراری یک شراکت قابل‌اعتماد با سهامداران، سازنده باشد. لذا بررسی ارتباط و نقش حاکمیت شرکتی خوب یا بد در نگاه مدیریت به سرمایه‌های فکری سازمان تأثیر گذاشته و این موجبات پیشرفت سازمان به سمت چالاک‌تر شدن و همچنین دانشی‌تر شدن را سوق خواهد داد که درنهایت منجر به کاهش هزینه‌های اضافی و افزایش بازدهی سازمان می‌شود.
فصل دوم
ادبیات موضوعی و پیشینه تحقیق
سرمایه فکری
مقدمه
در سال‌های اخیر در سطح تبادلات جهانی، حرکت به سمت اقتصاد دانش‌پایه منجر به تغییر پارادیم حاکم بر اقتصاد صنعتی شده است به‌گونه‌ای که امروزه می‌توان شاهد پدیداری اقتصادی مبتنی بر اطلاعات و دانش بود که اساس و بنیان آن بر محور دارایی‌های نامشهود سرمایه فکری استوار است. در چنین فضایی، سرمایه‌های فکری و دانشی سازمان‌ها، بیش‌ازپیش به‌عنوان مزیت‌های رقابتی موردتوجه قرار گرفتند. یکی از مهم‌ترین جنبه‌های این رویکرد جدید، توجه به ظرفیت‌ها و ارزشی است که از خلال مجموعه‌ای از منابع سازمانی پدید می‌آید که قالب‌های قابل‌اعمال بر دارایی‌های مالی و فیزیکی شناخته‌شده‌ گذشته همچون جنبه‌های فیزیکی، تعیین بهای قطعی تمام‌شده، ارزش و سنجش را پذیرا نیستند. درواقع با بروز نگرش‌های جدید در حوزه علم اقتصاد، توجه صرف به منابع مشهود به‌عنوان مواد اولیه ایجاد ارزش در سازمان‌ها، جای خود را به توجه همزمان به‌تمامی داشته‌ها اعم از منابع مالی و فیزیکی و منابع غیر فیزیکی داده است. ازاین‌رو ضرورت به‌کارگیری تمام ظرفیت‌های موجود در سازمان اعم از سرمایه‌های مالی، دارایی‌های فیزیکی، سرمایه فکری، رویه‌ها و الگوهای کاری، سرمایه انسانی، سامانه‌های اطلاعاتی، شبکه‌های ارتباطی، مدیریت زنجیره تأمین مشتریان، دارایی‌های دانشی و …، بیش‌ازپیش نمایان شده است. .[9]

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شالوده سرمایه فکری دانش و اطلاعات است. به‌طورکلی می‌توان گفت که سرمایه فکری یک بسته‌ی دانشی مفید برای سازمان است. محدودیت منابع فیزیکی در دسترس سازمان‌ها، موجب بروز رویکردهای جدید در توسعه امکانات غیر فیزیکی و رویه‌های ارزش افزا جهت توسعه و بهبود محصولات و خدمات شده است. ازاین‌رو ضرورت بکار گیری تمام ظرفیت‌های موجود در سازمان اعم از سرمایه‌های مالی، دارایی‌های فیزیکی، سرمایه فکری، رویه‌ها و الگوهای کاری، سرمایه انسانی، دارایی‌های دانشی و … بیش‌ازپیش نمایان شده است. در کنار این موضوع استقرار چهارچوب‌های بهینه‌ساز و توجه به تمام قابلیت‌ها برای توسعه میزان کارایی و اثربخشی حاصل از دارایی‌های سازمانی برای دستیابی به اهداف سازمانی موردتوجه بوده است.
در اقتصاد سنتی، دارایی مجموعه‌ای از داشته‌های درگیر در جریان تولید کالا پنداشته می‌شود. به‌بیان‌دیگر در اقتصاد سنتی ما مفهوم دارایی ثابت به ساختمان، تجهیزات تولیدی، وسیله‌های حمل‌ونقل و ماشین‌آلات به‌عنوان کالاهایی که در فرآیند تولید بکار می‌روند و جز در اثر استهلاک تغییر شکل نمی‌یابند، اطلاق می‌گردد. بر پایه‌ی این طرز تلقی، دارایی‌ها عبارت‌اند از: منابع اقتصادی که در قالب موجودی که هزینه و بهای آن در زمان اکتساب می‌تواند سنجیده شده و کنترل شود. در این دیدگاه یک دارایی اعم از فیزیکی یا غیر فیزیکی، بدون توجه به دخالت آن در ایجاد ارزش، در دوره‌های بعدی، معنا و مفهوم ندارد و حسابداران، جریان نقدینگی مورد انتظار در آینده را از زمانی به‌عنوان یک افزایش دارایی‌ها و به‌عنوان درآمد به ثبت می‌رسانند که شواهد عینی در مورد وقوع اتفاق مالی صورت می‌گیرد.
اما در اواخر قرن بیستم چالش جدیدی پیش روی مفاهیم سنتی حسابداری و اقتصاد پدیدار شد. این چالش ازآنجا ریشه می‌گرفت که ارزش بازاری باارزش دفتری ثبت‌شده تفاوت معناداری را نشان می‌داد. درواقع ارزش دفتری تنها می‌توانست بخشی از ارزش بازار را توجیه و تفسیر نماید.
از نیمه‌های قرن بیستم، علاوه بر سرمایه‌های ثابت، فنی و سرمایه‌های در گردش مشهود، مؤلفه‌های نوینی پدیدار شده است که به‌عنوان دارایی‌های نامشهود و سرمایه‌های فکری شناخته می‌شوند. علت پیدایش و نام‌گذاری این پدیده به این نام، به ارزش‌آفرینی نامشهود و افزون‌تر در قالب تفاوت ارزش بازار نسبت به ارزش دفتری برمی‌گردد. دارایی‌های نامشهود و سرمایه فکری را می‌توان در هر دودسته دارایی‌های انحصاری سازمان و دارایی‌های قابل‌تشخیص مورد شناسایی قرارداد. .[9]
تعاریف سرمایه فکری
درمسیرتطور مفهوم سرمایه فکری، از دیدگاه‌های مختلف نظریه‌پردازان و پژوهشگران سعی نموده‌اند تا تعریفی عمومی از سرمایه فکری مطرح نمایند، اما بایستی گفت که پیرامون ادبیات تعریف، عبارت سازی و طبقه‌بندی این مؤلفه‌ها اشتراک نظر عمومی وجود ندارد.
یکی از تعریف‌های مجملی که پیرامون سرمایه فکری وجود دارد، تعریفی است که توماس استوارت2 براین مفهوم طرح کرده است: “سرمایه‌ فکری یک بسته دانشی مفید برای سازمان است.” در تفسیر این تعریف، استوارت براین باور است که در این بسته دانشی مؤلفه‌هایی چون فرآیندهای سازمانی، فناوری‌ها، امتیازات انحصاری، مهارت کارکنان و اطلاعات مشتریان و تأمین‌کنندگان و ذینفعان سازمانی قرار دارند. .[73]
با بررسی تعاریف موجود پیرامون سرمایه فکری می‌توان به روشی دریافت که بخش قابل‌توجهی از این مفهوم بر پایه رویکردهای جدید که به دانش (انسانی، سازمانی) به‌عنوان یک منبع و سرمایه سازمانی ارتباط دارد، توجه کرد. این توجه درواقع دراثرتغییرات کلان‌تری است که در عرصه اقتصاد نسبت به توجه بر منابع دانشی و اطلاعاتی پدیدار گردیده است. بر همین اساس، توماس استوارت در تعریف محتوای سرمایه فکری معتقد است که مواد فکری، دانش و اطلاعات، موارد مرتبط با مالکیت فکری علاوه بر اینکه می‌تواند بر سازمان در راستای تولید و ایجاد ارزش به کار گرفته شود بلکه می‌تواند چارچوب سرمایه فکری هر سازمان را تشکیل می‌دهند. متداول شدن عبارت سرمایه فکری یکی از نشانه‌های این موضوع است که سازمان‌ها در قبال مدیریت این سرمایه توانسته‌اند به مزیت رقابتی دست یابند که ازاین‌رو علایق و توجهات به سرمایه فکری رو به فزونی گذاشته است. این امر سبب شده تا به‌تناسب توجه به سرمایه فکری در سازمان‌های مختلف، گستره تعاریف موجود نیز بسته به خصیصه‌های سازمانی محلی شده و از یکدیگر تمایز داشته باشند. یکی از شاخص‌ترین گرایش‌ها به سرمایه فکری در عرضه سازمانی و عملی در کشور سوئد و در شرکت اسکاندیا اتفاق افتاده است. به باور اسکاندیا توسعه مفهوم سرمایه فکری باعث تمایز جدی در رویکردهای حاکم بر سامانه پایش دارایی‌ها و فرآیندهای مالی سنتی و مبتنی بر سرمایه فکری شده است. .[11]
رویکرد سامانه‌های مالی سنتی، تنها گذشته مالی سازمان‌ها را گزارش می‌دهد. در مقابل بر اساس رویکرد سرمایه فکری، امروز و آینده سازمان از اهمیت بیشتری برخوردار است. سرمایه فکری به سازمان کمک می‌کند تا بتواند برداشت درستی از شرایط امروز (در قالب توجه و در نظر آوری مشتریان و کارکنان و فرآیندهای سازمانی) و افقی از آینده (در قالب توجه به توسعه و نوپدیدی سازمانی) را رصد نماید.
به‌طورکلی می‌توان گفت سرمایه فکری ازنقطه‌نظر ایجاد امکان برقراری سامانه‌ای جهت به‌کارگیری اثربخش و کارای دارایی‌های نامشهود برای سازمان‌ها بسیار پراهمیت و گران‌بهاست. این مفهوم به سازمان کمک می‌کند تا بر پایه سامانه‌ای طبیعی به عملکرد متوازن در به‌کارگیری دارایی‌های نامشهود، مشهود و مالی خود در فضایی هماهنگ و درون بازارهای تجاری دست یابند. طبیعت مفهومی سرمایه فکری به سازمان این امکان را می‌دهد تا بتواند درک درستی از مدیریت تعاملات پویا و پیچیده سرمایه انسانی، ساختاری و مشتریان دست یابد و درعین‌حال بتواند تبادل و تعامل مناسبی میان این سرمایه‌ها و منابع مشهود مالی سازمانی ایجاد نماید. البته در کنار منافعی که سرمایه فکری برای سازمان به ارمغان می‌آورد بایستی به تنگناهایی که مفهوم سرمایه فکری در حل مسائل سازمانی داراست نیز اشاره نمود. یکی از عمده‌ترین ضعف‌های سرمایه‌ی فکری به باور پیترسنگه3، عدم توانایی این سرمایه‌ها در پشتیبانی از سامانه مدیریت سازمانی در تبیین گزینه‌های استراتژیک و پیامدهای تصمیم‌گیری سازمان در طول زمان به‌عنوان یکی از منافع نخستین تفکر سامانه‌ای در سازمان است.
مدل‌های سنجش سرمایه فکری از رصد مسیر و به‌تبع آن شناسایی دلایل قوت یا ضعف مدیریت سرمایه فکری در سازمان ناتوان‌اند. ضعفی که در چندساله اخیر با طرح مدل‌های جدید چون “نقشه استراتژی” و “نقشه‌های ایجاد ارزش” در کنار مدل‌های شناخته‌شده قدیمی‌تر و هم‌چنین طراحی چارچوب‌های جدید در گزارش دهی و ارزش‌گذاری سرمایه فکری و پیوند این سرمایه با اهداف استراتژیک سازمان و ترسیم نقشه راه‌دست یابی به این اهداف، سعی در برطرف نمودن آن می‌شود. .[9]
بیشتر تمایزات در نام‌گذاری و یا توجه به مؤلفه‌ای خاص و بارزتر نمودن آن‌ها، نه در سطح کلان تغییر مؤلفه‌های اصلی و بیشتر از خلال تقسیم مؤلفه‌های اصلی به دو یا چند مؤلفه و یا در سطح زیر مؤلفه‌های آن صورت پذیرفته است.
سایر تعاریف پیرامون مفهوم سرمایه فکری عبارت‌اند از:
لشیگا4 و همکارانش به‌منظور اجتناب از گواهی میان تعریف‌ها و اصطلاح سرمایه فکری و دارایی فکری به تئوری‌ها و تعاریف بنیادی سرمایه فکری توجه کرده‌اند. [50].
اساساً سرمایه فکری را می‌توان به سه دسته وابسته به هم تقسیم کرد:
سرمایه فکری = سرمایه کدگذاری شده + سرمایه سازمانی + سرمایه انسانی
بر طبق این تعریف، سرمایه انسانی مشتمل بر مؤلفه‌هایی چون دانش، توانایی، مهارت‌ها و قابلیت‌های کاراست که ابعادی از سلامت فکری و فیزیولوژیک را دربرمی گیرد.
این مؤلفه‌ها تحت‌الشعاع رضایت شغلی، تعهد و انگیزش درونی هستند.
موریتسن5 سرمایه فکری را یک دارایی نامشهود با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می‌داند. .[75]
مارتینز وگارسیا6 سرمایه فکری را دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه‌ای که می‌تواند در خلق ثروت مورداستفاده قرار گیرد می‌داند. .[63]
لیم و همکارانش7، سرمایه فکری را به‌عنوان یک هنر توصیف می‌کند تا یک علم که دربرگیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری است (رفتارهای مشتری و سازمانی). .[51]
تعریفی دیگر از مر8 و همکارانش بود که سرمایه فکری را به‌صورت گروهی از دارایی‌های دانشی تعریف می‌نمایند که به یک سازمان اختصاص دارند و جز ویژگی‌های یک سازمان محسوب می‌شوند و به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای از طریق افزودن ارزش به ذینفعان کلیدی سازمان به بهبود وضعیت رقابتی سازمان منجر می‌شود. .[54]
اندازه‌گیری دارایی‌های نامحسوس غالباً دشوار است و مستلزم شمار زیادی از متغیرهای سازمانی و فردی می‌باشد. هم‌چنین او معتقد است که سرمایه انسانی بر ارزش تجمعی سرمایه‌گذاری، شایستگی و آینده کارکنان دلالت می‌کند و این اصطلاح بر ارزشی که فرد می‌تواند بیافریند تمرکز دارد و ازاین‌رو سرمایه انسانی شامل ارزش فردی در یک عرصه اقتصادی می‌باشد. .[26]
دیدگاه گوپتا9 در مورد سرمایه فکری این است که سرمایه فکری مجموعه‌ی منحصربه‌فردی از منابع مشهود شرکت می‌باشد که خود نیز می‌تواند منجر به تغییر و تحولات این منابع مشهود گردد. [73].
ازنظر برنان10 سرمایه فکری شامل مسائل غیر عینی مانند حقوق انحصاری ریال، حقوق دارایی‌های فکری، حق کپی و حق انتخاب است. .[80]
موریتسن11 سرمایه فکری را دانش اطلاعات که در کار برای خلق ارزش به‌کاربرده می‌شود می‌داند. .[58]
روس12 و همکاران سرمایه فکری را شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد عملی دانش اعضاء سازمان است می‌داند. .[80]
از دیدگاه ادونیسون13، سرمایه فکری یک اطلاعات و دانش کاربردی برای خلق یک ارزش برای شرکت است. .[62]
تعریفی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی14 ارائه‌شده است و از کاربردی‌ترین تعریف‌های سرمایه فکری محسوب می‌شود، مبتنی بر این است که ارزش اقتصادی دودسته از دارایی‌های نامحسوس یک شرکت که عبارت‌اند از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی، سرمایه فکری را تشکیل می‌دهد. به‌طور دقیق‌تر سرمایه ساختاری به چیزهایی شبیه سیستم‌های نرم‌افزاری اختصاصی، شبکه‌های توزیع و زنجیره‌های تأمین دلالت می‌کند و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی در درون سازمان (مثلاً کارکنان) و منابع خارج از سازمان ( مثلاً مشتریان و مصرف‌کنندگان) است.
بونتیس15 سرمایه فکری را چنین تعریف می‌کند:
سرمایه فکری یک دارایی ناشناخته‌ای است اما زمانی که کشف شود و مورداستفاده قرار گیرد سازمان را قادر می‌سازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند. .[73]
ازنظر بروکینگ16 سرمایه فکری به ترکیب دارایی‌های نامشهود شرکت گفته می‌شود که شرکت را قادر به عمل کردن می‌کند. .[32]
مروری بر چشم‌انداز تاریخی سرمایه فکری
تلاش‌های صورت گرفته که به‌نوعی با حوزه‌ی شناسایی دارایی‌های نامشهود سازمان طبقه‌بندی و سنجش آن‌ها مرتبط است را می‌توان به سه دسته‌ی تاریخی عمده تقسیم‌بندی نمود:
دسته اول
نظریه‌پردازان و پژوهش‌گرانی که این دارایی‌ها را از خلال توجه به منابع و سرمایه انسانی سازمان موردمطالعه قرار داده‌اند.
دسته دوم
نظریه‌پردازان و پژوهش گران، به مفهوم آفرینی سرمایه فکری و بررسی نقش و اهمیت مالکیت فکری در سازمان تمرکز نموده‌اند. نخستین توجهات به مفهوم سرمایه فکری به سال 1962 میلادی و مطالعات فرتیز مچلاپ17 بازمی‌گردد؛ اما به لحاظ تاریخی ابداع عبارت سرمایه فکری به سال 1969 میلادی و به اقتصاددانی بانام جان کِنِت گالبرایس18 نسبت داده می‌شود. بااین‌وجود تنها از دهه هشتاد میلادی بود که بر گستردگی توجهات علمی به سرمایه فکری افزوده شد.
دسته سوم
نظریه‌پردازان و پژوهش گران به لحاظ تاریخی بیشتر ازنقطه‌نظر حسابداری و به‌خصوص حسابداری مالی به مبحث دارایی‌های نامشهود سازمان پرداخته‌اند. این تحقیقات بیشتر معطوف به بررسی تأثیرات اقتصادی برندها و امتیازات انحصاری سازمان‌ها در تولید ارزش و به‌تبع آن محاسبه ارزش آن در ترازنامه‌های مالی بوده است.
بااینکه می‌توان سه گرایش فوق را در سیر تطور تاریخی مفهوم دارایی نامشهود در سازمان مورد شناسایی قرارداد، اما بایستی گفت که از دهه هشتاد میلادی، این سه گرایش تا حدودی از همه گرایی برخوردار گشته‌اند.
مفهوم سرمایه فکری برای اولین بار در سال 1980 مطرح شد که به‌عنوان یک مفهوم کلی و عمومی ارزش نامشهود دارایی‌ها بیان‌شده است. در دهه‌ی 1980 اولین تلاش‌ها برای اندازه‌گیری سرمایه‌ی فکری شروع شد. .[61]
آگانسی و سیرچ19 سیر تکاملی سرمایه فکری را این‌طور بیان می‌کند که در فاصله سال‌های 1990 تا 1995 سرمایه فکری به‌عنوان عنصری مهم و باارزش در مدیریت منابع انسانی مطرح شد و تلاش‌هایی برای اندازه‌گیری سیستماتیک جریان‌های سرمایه فکری رخ داد. در همین سال‌ها بود که توسط ادونیسون و مالونه کارهای بسیار مهمی درباره فرآیند و چگونگی سرمایه فکری انجام شد. در سال 1996 بانت20 و همکارانش به آزمون روابط میان مدیریت منابع انسانی و استراتژی تولید و عملکرد شرکت پرداختند.
میلر21 و همکارانش در سال 1999 مطرح کردند که سرمایه فکری به‌عنوان دارایی‌های معنوی است که رابطه مستقیم با عملکرد سازمان و کارکنان دارد. همچنین آن‌ها ادراکات مدیر از فایده و کاربرد بالقوه دارایی‌های معنوی را آزمون کردند و نتیجه این تحقیق آن بود که مدیران بدون توجه به صنعت تأکید زیادی بر سرمایه فکری دارند. .[79]
ون بورن22 با آزمون ارتباط میان شاخص‌های سرمایه فکری و عملکرد شرکت‌ها فرضیه میلر و همکارانش را اثبات کرد. .[77]

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید